با سلام
من فرخنده هستم. از دار دنیا یه پسر دارم که توی آمریکا زندگی می‌کنه و از من دوره. پسرم پونزده سال پیش با یه خانم زیبای ایرلندی عروسی کرده. حالا من مادربزرگ یه دختر زیبا و شیرین دوازده ساله هستم. من و نوه‌ام عاشق همدیگه هستیم. خودم هم داعم می‌رم و میام. می‌شه گفت، چهار، پنج ماه از سال رو اون جا هستم. مدتی که من پیش پسرم هستم، با نوه‌ام دوتایی می‌ریم سینما، رستوران، پیاده‌روی، پارک و خلاصه بیش‌تر اوقات با هم هستیم. نوه من مثل ماه فارسی حرف می‌زنه. عروسم هم همین طور. پسرم خیلی به این چیزها مقیده. ببخشید سرتون رو درد آوردم. ولی بالاخره باید این چیزها رو می‌گفتم تا به اصل مطلب برسم. نوه و عروسم تا به حال ایران نیومدن. البته، پسرم هر دو سه سال یه بار با من میاد و چند روزی می‌مونه. روحش ایرانیه. دلش واسه خونه تنگ می‌شه. اما، خب تا حالا پیش نیومده بود که عروس و نوه‌ام بیان. امسال عید برای اولین بار اون‌ها هم می‌خوان بیان این جا. دل توی دلم نیست. همین یکی دو هفته پیش بهم خبر دادن. از خوشحالی پای تلفن جیغ زدم. عروسم خندید. اون سه تا هم خیلی خوشحالن. از وقتی خبر دادن، سر از پا نمی‌شناسم. خونه رو دادم نقاشی کنن. تا یکی دو روز دیگه خدا بخواد کارشون تموم میشه. فرش‌ها رو دادم بشورن. مبل‌ها رو هم اومدن توی خونه شستن و روش رو کاور کشیدن تا نقاشی تموم بشه. رفتم واسه عروس و پسرم یه تخت دو نفره خریدم. تخت قدیمی پسرم رو هم گذاشتم واسه نوه‌ام. پسرم می‌گه، “مامان این کارها رو نکن. مریض می‌شی. اون وقت، ما که رسیدیم باید ببریمت بیمارستان. نمی‌تونیم همدیگه رو ببینیم.” البته من کمک دارم. بچه خواهرم میاد همه کارهام رو انجام می‌ده. خدا حفظش کنه. اون هم مثل پسرم می‌مونه. خلاصه این که کارها دارن تموم می‌شن. دیروز رفتیم دو تا تشک عالی هم واسه تخت‌ها خریدیم. تشک بست و تشک کلبک. دیدم همه دارن تعریفش رو می‌کنن. گفتم من هم بخرم، این‌ها که میان جاشون راحت باشه. به فروشنده گفتم، “دو تا تشک طبی می‌خوام.” اول یه تشک زیبا واسه نوه‌ام انتخاب کردم. بچه خواهرم می‌خندید و می‌گفت، “خاله جون این که روش ملافه میوفته و چیزی ازش دیده نمی‌شه.” گفتم، “خاله، اون بچه یه خورده وسواسیه. هر روز خدا ملافه تختش رو عوض می‌کنه. بذار وقتی دید، خوشش بیاد. اون یکی هم یه تشک با کیفیت دو نفره است.” حالا، منتظرم نقاشی خونه تموم بشه و این‌ها رو بذاریم روی تخت‌ها و من یه امتحانی بکنم، ببینم همین قدر که می‌گن، خوبه یا نه خلاصه، الان که این‌ها هنوز نیومدن فرصت داشتم بیام بهتون بگم که من چقدر تعریف محصولات این برند رو شنیدم و بالاخره دو تاش رو خریدم. بعد میام بهتون می‌گم که پسرم و زن و بچه‌اش هم راضی بودن یا نه … ولی همین جا لازمه بگم که خدماتشون خیلی خوبه. چه فروشنده‌هایی، آدم حظ می‌کنه! تازه تشک‌هاشون ده سال هم گارانتی دارن. یه عالمه چیزهای دیگه هم بهم گفتن که یادم نیست. ولی خلاصه خیلی خوشم اومد. امیدوارم موفق باشن و کارشون و خدماتشون هم هر روز بهتر بشه.‏